متن نوحه های زنجیر زنی

 

همایش بزرگ زنجیرزنی

 

 

 

 محل برگزاری مراسم متعاقبا اعلام می گردد

منتظر خبر های جدید باشید

 

زنجیر زنی سه ضرب

 

 

 

دو برادر دوبرادر دو شجاع بی نظیر         این علمدار سپاه او امیر

 

این حسین اوابالفضل جوان                  این امام او امیر کائنان

 

این یکی از نسل پیغمبر بود                   اون یکی نور دل حیدر بود

 

         ---------------------------

 

این یکی از سوی یمین او یسار       کرده جنگ با گروه نابکار

 

دو برادر دو برادر دو ابر مرد  دلیر    در میان روبهان مانند شیر

 

       --------------------------

 

لشکر از هر سو به هم پیچیده شد      جنگجویان را به هر بگریز شد

 

هرکه می امد به جنگ این دومرد      با نگ تکبیر ابالفضل رشید

 

روح در جان حسینش می دمید      

 

   -------------------------------

 

گفت این فرزند پیغمبر منم       گفت ان از زاده حیدر منم

 

گفت ان بابم علی مرتضاست    گفت این مادر مرا خیر النساست

 

گفت این عباس نام اور منم    گفت ان از زاده حیدر منم

 

              مظلوم حسین جان        سقا ابالفضل

 

********************************************************************************

 

 

دانلود زنجیرزنی سه ضرب گیلکی

 


********************************************************************

 

 

روز عاشورا محرم 91 / زنجیرزنی سه ضرب / هیئت ابالفضل کوی شهید غفاری

 

 


********************************************************************

 

 

بسته شدن راه فرات(سه ضرب زنجیر شور)

بسته شدن راه فرات(سه ضرب زنجیر شور)

سقاسن اگر سو وئر عموجان

یاندی سودامر سو وئر عموجان

قلبیم سنه خوشدی          مشگین نیه بوشدی

سو وئر عموجان(۲)

غم رشته سین اچ ایاقلاریمدان

احوالیمی بیل دوداقلاریمدان

خجلت چکورم قوناقلاریمدان

وار غملی خبر سو وئر عموجان

سو وئر عموجان

شش ماهه دوشوبدی پیچ و تابه

قونداقی باتو بدی اشگ نابه

اخر نه دیوم انام ربابه

قارداشیم ئولر سو وئر عموجان

سو وئر عموجان

مقصوده عمو چاتانمور اصغر

باشدان سو غمین اتانمور اصغر

لای لای دیوروق یاتانمور اصغر

اثنای خطر سو وئر عموجان

سو وئر عموجان

ئوز قارداشیوین با لاسیم من

عطشانلارین همنواسیم من

سقا ادیوین فداسیم من

قیل حاله نظر سو وئر عموجان

سو وئر عموجان

پوزدی عطش ال مصطفانی

افغان بورویوبدی کربلانی

عطشاندی هامی رقیه جانی

ای بهر هنر سو وئر عموجان

سو وئر عموجان

بیهوده گلایه ائتمرم من

گلدیم قاپووا قیتمرم من

شرمنده خیامه گئتمرم من

وار دلده شرر سو وئر عموجان

سو وئر عموجان

گئت بیله مخاطب ائت سپاهی

دلسیز اوشاقین ندور گنا هی

دلدن دوشوب اصغرین یوخ اهی

دل اچسا دئیر سو وئر عموجان

سو وئر عموجان

برگزیده از نوحه های حاج ولی الله کلامی زنجانی



********************************************************************

مداحان هیئت اباالفضل ( ع ) محله سرده شهرستان تفت - محرم الحرام 1434 - سال 1391 


زنجیر زنی : آقای سید علی قریشی

زنجیر زنی ( 3 و 1 ضرب ) - زنجیر زنی ( 3 ضرب ) - زنجیر زنی ( 1 ضزب )  زنجیر زنی ( 1 ضرب )

********************************************************************

مداحان هیئت اباالفضل ( ع ) محله سرده شهرستان تفت - محرم الحرام 1433 - سال 1390

زنجیر زنی : آقای سید علی قریشی

زنجیر زنی ( 3 و 1 ضرب ) - زنجیر زنی ( 3 ضرب ) - زنجیر زنی ( 1 ضرب )

زنجیر زنی ( 1 ضرب ) - زنجیر زنی ( ظهر عاشورا )

 

********************************************************************

 

متن 12 نوحه زنجير زني

 

************************************

متن نوحه زنجير زني شماره 1


دستگاه نوا
تاریخ ومحل ضبط:آذر 1384،شهرستان شازند،روستای عَزَدیه
راوی:غلام عباس جهانی
دم وادامه ی این نوحه درگوشه ی درآمد اجرا می گردد.

 

دم نوحه:

بيا مادر از حرم بيرون سرو بستانت مي‌رود ميدان
كفن بنما بر تن قاسم مونس جانت مي‌رود ميدان

ادامه:
بيا مادر درد دل گويم اين دم آخر با تو از احسان
مكن ديگر بعدم اي مادر گريه و زاري ناله و افغان

بود يارم اندر اين صحرا اي ستم‌ديده خالق سبحان
زجور چرخ گل مادر از گلستانت ميرود ميدان

اگر ديدي پيكرم را در خاك و خون غلطان صبر كن مادر
اگر ديدي راس من بر ني چون مه تابان صبر كن مادر

اگر ديدي پيكرم را در خاك و خون غلطان صبر كن مادر
حلالم کن ناز پرورده روی دامانت میرود میدان

رهایم کن تا که بنشینم بر براق مرگ با هزار افغان
که جولانم گشته ای مادر دیده گریان غرقه جانان

ز خون من باید این صحرا لاله‌گون گردد از دم پیکان
شود جسمم طوطیا از کین جان جانانت میرود میدان

بیا مادر لحظه ای بنشین در کنار من از ره یاری

***************************************************

متن نوحه زنجيرزني شماره 2

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

شش ماهه اصغر می دهد، هم عون و جعفر می دهد

امشب حسین دلداری فرزندخواهر می دهد فردا سر و دست و بدن در راه داور می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب شه دنیا و دین،با قلب مجروح و غمین - گوید به زین العابدین باشد وداع آخرین

ای دل غمین حالم ببین از جور قوم مشرکین - فردا یقین شمر لعین آبم ز خنجر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب کند لیلا فغان زینب بود بر سر زنان  این از غم سلطان دین آن از فراغ نوجوان

این در صدای الحذر آن در نوای الامان   این با برادر در سخن آن دل به اکبر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب حسین در کربلاگردد به دور خیمه ها - گاهی به بانگ یا نبی گاهی به صوت یا اخا

گاهی به فکر کودکان گه در نماز و در دعا - فردا به راه امتحان سر را به کافر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب همه اطفال او را تشنگی در گفتگو - غم در دل و خون در گلو بشکسته سر بگشاده مو

باشد برادر در سخن گه با پدر گه با عمو - فردا حسین این جمله را تسلیم خواهر می کند

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب سکینه از عطش بگرفته دامان پدر - هر دم زند بر سینه و گاهی به پهلو گه به سر

گوید که ای جان پدرعزم سفر مگر داری - سید چو مجنون با قلم تشکیل دفتر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)


***************************************************


متن نوحه زنجير زني شماره 3

متن نوحه / ای شیرخواره اصغر ای ماه پاره اصغر
تیر از کمان رها شد          با حلقت آشنا شد         با تیر حرمله، آه            سر از تنت جدا شد 
 
قربان روی ماهت            آخر چه بُد گناهت            منگرچنین به بابا            می میرم از نگاهت   

 

پرپر زدی به دستم           دیدم، تنت، شکستم            حیران شدم عزیزم       گریان به تو نشستم  

طفل نخورده آبم              دل از عطش کبابم              بینم چوحنجرت را         ازغم به پیچ وتابم   
       
از جور کین هلاکی          مدفون به زیر خاکی              در خاک تیره اصغر     یک دُر تابناکی

مظلوم شیر خوارم             جان کرده ای نثارم               از خون حنجر تو      گل گون شده عذارم  

ای طفل شیر خواره           مقتول ماه پاره                   ای کا ش خنده ات را   بیند پدر دوباره

ای گل نوشکفته             ای ازعطش نخفته                    بابا مصیبتت را        جز با خدا نگفته

تاب غمت ندارم               خون گشته قلب زارم             بابا ببین چگونه           آمد گره به کارم

تا تیرکین روان شد            نا گه تو را نشان شد           خون گلویت اصغر         تقدیم آسمان شد

داغت به دل نشسته        درخود مرا شکسته              جان می کَنم چوبینم       این دیدگان بسته
با مادرت چه گویم            با خواهرت چه گویم            با عمه غمین  و              دیده ترت چه گویم 

ای شیرخواره اصغر           ای ماه پاره اصغر                بسته به روی من شد      هر راه چاره اصغر

 

***************************************************


متن نوحه زنجيرزني شماره 4

سبک نوحه

تشنگان حرم عشق همه گوش کنید     آب را از نظر خویش فراموش کنید

 

ناله واعطشا را همه خاموش کنید    آب را از نظر خویش فراموش کنید

 

می رسد دم به دم از علقمه فریاد حسین    کیست این لحظه کند روی به امداد حسین

خیمه ها را همگی جمله سیه پوش کنید   آب را از نظر خویش فراموش کنید

 

جسم عباس علمدار زمین افتاده    با لب تشنه نگهبان حرم جان داده

می ز جام غم و انده و الم نوش کنید  آب را از نظر خویش فراموش کنید

 

کیست مردانه چو عباس علم برگیرد    رمق از پیکره ظلم و ستم برگیرد

علم اشک و عزا را همه بر دوش کنید    آب را از نظر خویش فراموش کنید

 

گل نثار تن صدپاره عباس کنید   با گل بوسه همه حرمت وی پاس کنید

جسم صدپاره عباس در آغوش کنید   آب را از نظر خویش فراموش کنید

 

***************************************************


متن نوحه زنجير زني شماره 5

دم نوحه: ای زمین کربلا من زاده پیغمبرم
بر زمین گرم ِتو افتاده در خون پیکرم
زاده پیغمبرم ،زاده پیغمبرم


ادامه ی نوحه:
ای زمین کربلا امشب منم با ساربان
قطع سازد ازبدن دست من وانگشترم
ای زمین ازخون یاران گشته ای چون گلسِتان
روی تو افتاده بی سرنوگلان ِپرپرم
غم ندارم ای زمین از زخم شمشیر و سنان
یادم آمد از گلوی خشک نازاصغرم
ای زمین کربلا دارم به هر جانب نظر
می کِشم من انتظار روی زهرا ،مادرم

چون به وقت مردنم بر سر ندارم هیچ کس
مادرم آید ببندد هردو چشمان ترم
ای زمین کربلا بودم تورامن میهمان
با لب تشنه بُرَد شمر لعین از تن سرم
ای زمین، جسم به خون غلتان بُوَد مهمان تورا
بر سر نی می رود تا شام رأس انورم

 

***************************************************


متن نوحه زنجيرزني شماره 6

دستگاه همایون
تاریخ ومحل ضبط:آبان 1384،شهرستان شازند،روستای عَزَدیه
راوی :سبزعلی شعبانی
دم و ادامه ی این نوحه درگوشه ی شوشتری اجرا می گردد.
دم نوحه:
گهواره خالی ،قنداقه خونین
لائی لائی اصغرم برگشته رولَم
ادامه ی نوحه:
من در خِیام شاه شهیدان
از مرگ اصغر با آه وافغان
گفتا رُبابه با چشم گریان
لائی لائی اصغرم برگشته  رولم
رفتی به میدان همراه بابا
ازنوک پیکان نوشیده ای آب
برروی دستش رفتی تو در خواب
لائی لائی اصغرم برگشته  رولم
ای اصغرمن،آرام جانم
رفتی وبردی تاب و توانم
بعد از تو دیگر من  ناتوانم
لائی لائی اصغرم برگشته  رولم
نوحه های علی اکبر(ع)
دوازده.زینب درآ  ز خیمه

 

***************************************************


متن نوحه زنجير زني شماره 7

آواز دشتی
تاریخ ومحل ضبط:آذر 1386،شهرستان ورامین ،پیشوا
راوی:محمّد عجمی
دم و ادامه ی این نوحه  در گوشه درآمد اجرا می شود.
دم نوحه:
عجب گلی روزگار زدست لیلا گرفت
که تا قیامت گلاب زچشم لیلا گرفت
ادامه ی نوحه:
گل اش مشبّک شده از دم تیغ وسَنان
گل اش به خون غوطه ور،شدست چون ارغوان
گل اش به دشت بلا شدست در خون تپان
قرار وصبر و شکیب زجمله دلها گرفت
گل اش زتاب عطش یقین که پژمرده بود
آب ندادش فلک یقین که افسرده بود
مادر افسرده اش ز داغش آزرده بود
دشت بلا دربغل آن قد رعنا گرفت
گفت نبیّ وعلی غنچه  لب باز کن
از دل پرحسرتت زمزمه آغاز کن
درد جوان مرگیت بر پدر آغاز کن
شور وفغان حرم تا به ثریا گرفت
ای گل خوش رایحه ،مایه درمان من
ماتم هجران تو سوخت دل وجان من
تا به فلک می رود ناله وافغان من
مادر زارت مکان به کوه و صحرا گرفت
چهارده.عجب گلی روزگار

 

***************************************************


متن نوحه زنجيرزني شماره 8

آب می گوید حسین ، بی تاب می گوید حسین
از سر شب تا سحر مهتاب می گوید حسین
دیده می گوید حسین ، نادیده می گوید حسین
هر کجا باشد دلی غمدیده می گوید حسین
یار می گوید حسین ، دلدار می گوید حسین
روز و شب هر دیده بیدار می گوید حسین
ناس می گوید حسین ، احساس می گوید حسین
تا قیامت حضرت عباس می گوید حسین
نار می گوید حسین، بسیار می گوید حسین
این زبان تا لحظه دیدار می گوید حسین
نوح می گوید حسین، ذی روح می گوید حسین
زنده باشد هر دلی با روح می گوید حسین
شاد می گوید حسین ، ناشاد می گوید حسین
هر نسیم باد با فریاد می گوید حسین
کام می گوید حسین، ناکام می گوید حسین
فاطمه گریان به هر ایام می گوید حسین
کوه می گوید حسین بشکوه می گوید حسین
دم به دم هر شیعه نستوه می گوید حسین
جان جان گوید حسین ، هفت آسمان گوید حسین
ماه و خورشید و ستاره هر زمان گوید حسین

***************************************************


متن نوحه زنجير زني شماره 9

نوحه فارسی به سبک ای قلم سوز لریند اثریوخ...
ای قلم...


سبک این شعر سبک معروف (( ای قلم سوز لریند اثریوخ...)) هست


ای قلم سوزدل را ادا کن ------------- قلبه مارا به غم آشنا کن
جان من عاشقان راصداکن ---------- در زبان سر به پا کربلا کن
یاحسین یاحسین یاحسین جان
ای قلم درد من رادواکن----------------کاغذم پر ز خون خداکن
مجلسی بی حسین,جان ندارد ای محب یاحسین را نوا کن
یک نظر بر دلم بی نوایم ------------یاحسین جان ببر کربلایم (عاشق دیدن کربلایم)
یاحسین یاحسین یاحسین جان
مرگ من طعنه زد برصفایم----------چون که من نوکراین لوایم
یاببریا بگیر جان من را--------------- عاشق دیدن کربلایم
یک نظر بر دلم بی نوایم -------------یاحسین جان ببر کربلایم (عاشق دیدن کربلایم)
یاحسین یاحسین یاحسین جان

***************************************************


متن نوحه زنجيرزني شماره 10

مران یک دم ساربان اشتر ( آواز دشتي )

مران یک دم ساربان اشتر ناقه زینب مانده اندر گل

بده ظا لم مهلتی آخر زان که دارم من عقده ها بر دل


مران ناقه تا که بنشینم بر سر نعش شاه مظلومان

مران ناقه زان که دارم من از جفای چرخ و ناله و افغان


مران ناقه تا که گویم من درد دل با این پیکر عریان

بیا ای مرگ تا شوم راحت زان به مرگ خود گشته ام مایل


بده مهلت تا بمانم من در کنار این پیکر بی سر

از آن ترسم ساربان امشب آید برد دستش از پیکر


ندارد چون طاقت دیدن مادرم زهرا باب من حیدر

در این صحرا ای شتربانا ماندنم آسان رفتنم مشکل


شتربانا بی کفن باشد این تن مجروح اندرین صحرا

مرا نبود معجری دیگر تا کفن سازم جسم این شه را


ندارد چون سایه ای بر سر غیر خاشاک و جز طف گرما

خدای من کن تو آگاهم کشتی جانم کی رسد ساحل

 

***************************************************


متن نوحه زنجير زني شماره 11

آواز ابوعطا
تاریخ ومحل ضبط:بهمن 1386،شهرستان سیرجان،روستای فیروز آباد
راوی:ناصر کریمی نسب
دم وادامه ی این نوحه در گوشه ی درآمد اجرا می شود.
دم نوحه:
کاروانی سر به صحرا در بیابان می رود
گوئیا آن زینب است با چشم گریان می رود
ادامه ی نوحه:
ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام
من در این دریای خون دُرِّ گران گم کرده ام
ساربان آهسته ران تندی مکن با کاروان
مهربانم می رود ،آرام جانم می رود
ساربانا مهلتی،دارم در اینجا مشکلی
رفته از دستم گلی،از وی نبردم حاصلی
اندرین دشت بلا رفته ز دستم نوگلی
من حسین باوفا،آرام جان،گم کرده ام
ساربان بهر خدای من کمی آهسته تر
اندرین دشت بلا گم گشته از من تاج سر
شش برادر،شش دلاور،از من خونین جگر
اندرین صحرا ز جور کوفیان گم کرده ام
ساربانا مهلتی،تا بر سر نعش حسین
از دلم گویم،ببارم خون دل از هر دو عین
در عزایش عالمی را پُر کنم از هر دو عین
من برادر در میان خاک وخون گم کرده ام

***************************************************

 


متن نوحه زنجيرزني عاشورا شماره 12

بحر طویل

اگر از خنجر خونریز لبِ تشنه ببرند سرم را، اگر از تیغ شکافند در این عرصه ی خونین جگرم را، اگر از تیر سه شعبه بدهند آب عوض شیر گل نوثمرم را، اگر از داغ برادر شکند خصم ستمگر کمرم را، اگر از چار طرف خصم زند برجگرم تیر، اگر آید به سر و کتف و تنم ضربت شمشیر، اگر از سنگ شود غرقه به خون روی منیرم، اگر آتش عوض آب دهد خصم شریرم، اگر از داغ پسر سوزم و صد بار بمیرم، به خدایی که مرا خواسته با پیکر صدچاک ببیند به تنم زخم دوصد نیزه وشمشیر نشیند، به ستمگر نکنم کرنش و ذلت نپذیرم، اگر آرند به جنگم همه ی اهل زمین را و سما را

انا مظلوم حسین

منم و عهد الستم، نه گسستم نه شکستم، به خدا غیر خدا را نپرستم، به خدا من پسر شیر خدا و پسر فاطمه هستم، همه ی دار و ندارم همه هفتاد و دو یارم به فدای ره جانان، منم و سرخی رویم، منم و خون گلویم، منم وحنجر عطشان، منم و داغ جوانان، منم و خاک بیابان، منم و سُمِ ستوران، من و رگ های بریده، منم و قلب دریده منم وطفل صغیرم، منم و کودک شیرم، منم و دخت اسیرم، منم و حیّ قدیرم، منم و زخم فراوان، منم و آیه ی قرآن، منم و زخم زبان ها، منم و تیغ و سنان ها، همه آیید و ببینید مقام و شرف و عزت ما را

انا مظلوم حسین

 

به خدا و به رسول و به علی ابن ابی طالب و زهرای بتول و حسن  آن سید ابرار، به هفتاد و دو یارم به حبیبم به زهیرم به طرماح و به جون و وهب پاک سرشتم، به جلال و شرف عابس و عباس و به عثمان و به جعفر، به شهیدان عقیل و به خلوص دل عبد اللَّه و قاسم، به علی اکبر و داغش به علی اصغر و خونش به گل یاس مدینه، به رقیه به سکینه، به دل سوخته ی زینب کبرا و دو فرزند شهیدش، به لب تشنه ی اطفال صغیرم، به تن خسته ی سجاد عزیزم، من از این قوم ستمگر نگریزم، نکنم بیعت و با خصم ستمگر بستیزم، من و ذلت، من و تسلیم، من و خواری و خفت، سر من بر سر نی راه خدا پوید و با دوست سخن گوید و گردد هدف سنگ و خورد چوب، نبینم به خدا غیر خدا را

 


***************************************************


متن نوحه زنجيرزني عاشورا شماره 13

 

بخواب اي غنچه ‏ي پرپر، بخواب اي کودک مادر

علي اصغرم لالاي، لايي مادرم لالاي‏

عزيزم از چه بي‏تابي چرا مادر نمي‏خوابي؟

گمانم تشنه آبي، علي اصغرم لالاي‏

مزن آتش به جان من، مبر تاب و توان من

ببين اشک روان من، علي اصغرم لالاي‏

چرا مادر علي جانم نمي‏گيري تو پستانم

چه مي‏خواهي نمي‏دانم، علي اصغرم لالاي‏

عزيز من مکن غوغا بخواب اي کودک زيبا

مسوزان قلب مادر را، علي اصغرم لالاي‏

مزن آتش دل من را مسوزان حاصل من را

علي اصغرم لالاي، لالايي مادرم لالاي‏

چه شور است اين به سر داري، مگر ميل سفر داري؟

مکان و منزل من را علي اصغرم لالاي‏

نخوابم در کنار تو خزان گردد بهار تو

چنين مادر مکن زاري، علي اصغرم لالاي‏

***************************************

متن نوحه زنجيرزني عاشورا شماره 14 

 

نهاد پا در فرات، خواست لبی تر کند               برای اهل حرم، آب میسر کند

داغ عطش بر لبش هر طرفش دشمنی             باز در این مهلکه یاد برادر کند

تشنه لب داده جان بر لب دریای آب                خجل از روی او گشته دل آفتاب

دست عباس چون جدا شد                            محشری در خیمه ها شد

علم افتاده و نیست علمدار حسین، یا حسین     علم افتاده و نیست دگر یار حسین، یا حسین

        یک طرف دست    یک طرف مشک    دل پر از خون    دیده پر اشک

 چو آمد از علقمه نوای ادرک اخا                  بگفت ای برادر زپا فتادم بیا

رسید چون این نوا به گوش اهل حرم             ز آب بگذشته و به لب همه این نوا

علم افتاده و نیست علمدار حسین، یا حسین     علم افتاده و نیست دگر یار حسین، یا حسین

        یک طرف دست    یک طرف مشک    دل پر از خون    دیده پر اشک

ساقی لب تشنگان گرچه زتن داده دست           پرده ظلمت درید بند ستم را گسست

داده سرو داده جان در ره آزادگی                   بر دل حق باوران داغ غم او نشست

سرخی خون او پشت ستم بشکند                   عاقبت خانه ظلم زبن بر کند

کربلا شد شور محشر                                 مرگ و نفرین بر ستمگر

لينك دانلود

 

 

***************************************

متن نوحه زنجيرزني عاشورا شماره 15 

 

دم نوحه :

ساربانا مهلتی آرام جان گم کرده ام

من در این دریای خون در گران گم کرده ام

ادامه:

ساربانا مهلتی دارم در این جا مشگلی

رفته از دستم گلی از وی نبردم حاصلی

اندر این دشت بلا رفته زدستم نوگلی

من حسین باوفا آرام جان گم کرده ام

ساربان بهر خدا یک ساعتی آهسته تر

اندر این دشت بلا گم گشته از من تاج سر

یعنی یک دنیا برادر از من خونین جگر

اندر این صحرا ززجور گوفیان گم کرده ام

ساربانا مهلتی تا تابر سر نعش حسین

راز دل گویم ببارم خون دل از هردو عین

در عزایش عالمی را پکنم از شور و شین

من برادر در میان خاک و خون گم کرده ام

مهلتی تا جستجویی اندرین صحرا کنم

در میان قتلگه من کشته ام پیدا کنم

بر سرنعش برادر دیده را دریا کنم

خاک بر فرقم که نور دیدگاه گم مرده ام 

 

 

***************************************

متن نوحه زنجيرزني عاشورا شماره 16 

 

دانلود کنبد

زینب زینب زینب کنز حیا زینب کان وفا زینب
زینب زینب زینب درد آشینا زینب غرق بلا زینب
غم قهرمانی زهرا نیشانی
ای روح با ایمان جانیم سنه قوربان
زینب زینب زینب سرگشته دوران آواره طوفان
زینب زینب زینب حفظ عهد و پیمان شیر شه مردان
زینب زینب زینب محبوبه جانان قرآنینه قوربان
زینب زینب زینب کنز حیا زینب کان وفا زینب
زینب زینب زینب درد آشینا زینب غرق بلا زینب
غم قهرمانی زهرا نیشانی
ای روح با ایمان جانیم سنه قوربان
زینب زینب زینب شمشیر دو پهلو دان برنده بیان زینب
زینب زینب زینب قارداش باشونین اوستونده زولفی آراران زینب
زینب زینب زینب صحرای مصیبت ده غمنن قوجالان زینب
زینب زینب زینب قارداش باشونین قانی زولفینده حنا زینب
زینب زینب زینب پیمان حَقَ مظهر قرآنه او لان یاور
زینب زینب زینب حجب و ادبه مظهر شأن و شرف منبر
زینب زینب زینب دائم گوزی قان یاشلی باشینده قارا معجر
زینب زینب زینب زهراسی اولن گوندن آماج بلا زینب
زینب زینب زینب تعبیر رسا زینب تسبیح خدا زینب
زینب زینب زینب محراب عبادت ده تفسیر دعا زینب
زینب زینب زینب پروندۀ خونین شاه شهدا زینب
زینب زینب زینب محکم سوزی اوستونده مردانه دوران زینب
زینب زینب زینب کاخ ستم و ظلمی قل باغلی یخان زینب
زینب زینب زینب چوخ قمچی دگن باشی محمل ده یاران زینب
زینب زینب زینب یولّاردا پرستاری حبُ الاُسرا زینب
زینب زینب زینب سر قافله نهضت اوز نهضتنه قیمت
زینب زینب زینب اولّ ده گورن عزت آخرده چکن ذلت
زینب زینب زینب آغلار گزی غربتده قارداشلارونا حسرت
زینب زینب زینب جان سینه ده سوئلرده وای بخته قرا زینب
زینب زینب زینب هم نایب زهرایه هم دیننه پیرایه
زینب زینب زینب آقزوندا شیرین سوزلر غمنن دولانان وایه
زینب زینب زینب ایستکلی رقیه یینن قبری اولان همسایه
زینب زینب زینب هیچ گور میین عمرینده بیر لحظه صفا
زینب زینب زینب زینب جان نقدنه دین اوسته ارزان ورن زینب
زینب زینب زینب غربت ده اولن یالقوز محتاج کفن زینب
زینب زینب زینب کنز حیا زینب کان وفا زینب
زینب زینب زینب درد آشینا زینب غرق بلا زینب
غم قهرمانی زهرا نیشانی ای روح با ایمان جانیم سنه قوربان

 

***************************************

متن نوحه زنجيرزني عاشورا شماره  17

اگر شب تا سحر پاس حرم دارم چه غم دارم
چرا در خیمة سلطان قدم دارم چه غم دارم
سیاهی دور شو از خرگه سلطان مظلومان
که شیر بیشة ایجادم و پاس حرم دارم چه غم دارم
اگر زیر و زبر سازم تمام ملک امکان را
من از سلطان مظلومان رقم دارم چه غم دارم
کشیدم دست و دل از این جهان و عالم امکان
حریم قرب حق را محترم دارم چه غم دارم
اگر از تیغ ابرو غارت دلها کنم امروز
که این سرمایه از فخر امم دارم چه غم دارم
بحمدالله و المنه که من سقای طفلانم
ولی این منصب شاهانه از فخرامم دارم چه غم دارم
بود این افتخار من برغم کوری دشمن
که برکف سر برای مظهر جود و کرم دارم چه غم دارم
الا ای اهل ای ال صد کاره زبانها را فرو بندید
بخواب نازناموس خدا در این حرم دارم چه غم دارم
لب عطشان اگر جان بسپرم در رهگذار دوست
بجان دوست در ملک بقا بحر کرم دارم چه غم دارم
سرم گرم زیب نی گردد چو مهر عالم امکان
بزیب نیزه می بینم جهانی را خدم دارم چه غم دارم
اگر در بحر عصیان غرق باشد قطره می گوید
علی دارم حسن دارم حسین دارم چه غم دارم

 

***************************************


غرقه به خون
تویی آن غرقه به خونی که بزرگ شهدایی
تو عزیز دل زهرا تو حسین خون خدایی
سرت از پیکر پاکت که لب تشنه بریده
بدنت را که به خاک سیه ای کشته کشیده
چه بود جرم و گناهت که مرمل به دم آیی
ز جه رو قلب شریفت هدف تیر بلا شد
به تو ای سرور خوبان چه جفا روی جفا شد
که به مظلومیت و خون جگر آل عبا شد
گل سالم نبود در بدن پاک تو جایی
تن عریان تو خونین به زمین در بر زینب
شده در لُجه خون غرقه مه انور زینب
نه مرا بی تو دگر تاب و توان یاور زینب
چه کند خواهر افسرده به هنگام جدایی
ز چه پامال مراکب شده گلگون بدن تو
گل من دامن صحرای بلا شد وطن تو
اسفا خاک بیابان شده جای کفن تو
نه لباسی ز تو برجا نه سلاحی نه عبایی
نه سری در بدن تو که ببوسم سر و رویت
نه تو را نای و گلویی که زنم بوسه گلویت
نه گلابی که بشویم بدن قاری گویت
نه مجالی سر نعش تو کشم آه و نوایی
تویی آن کشته که عشان به لب شط فراتی
حرمت کعبه و قصود٫ تو کشتی نجاتی
ثمر باغ نبوت کرم و عین حیاتی
به فدایت سر و جانم که به هر درد دوایی
تو حسین الگوی آزادگی و عشق و جهادی
که به سرمنزل معراج بلا گام نهادی
به ره مکتب توحید تو هستی همه دادی
حرم و زمزمی و سعی و صفایی و منایی
به برت خفته به خون قاسم و عبدالله و جعفر
ز دم تیغ جفا غرقه به خون شد علی اکبر
نه سپاه و نه علم مانده نه عباس دلاور
همه یاران تو در کربُبلا گشته فدایی
به خیام حرم تو زده شد آتش بیداد
ز عطش اهل حریمت همه در ناله و فریاد
نبود خیمه دیگر چه کنم با تب و سجاد
نگران عهد و اَیالت که سوی خیمه بیایی
همه جا بوده مرا با تو سر اُلفت و وحدت
سفری با سر خونین تو دارم سوی غربت
نگذارم به زمین بعد تو من پرچم نهضت
گل من راس تو بر نیزه کند جلوه نمایی
تو چراغ شب تاریک عزیزان بسیجی
تو به میدان شرف رهبر گردان بسیجی
همه دم زمزمه و نغمه مردان بسیجی
به عزای تو معلم همه در نوحه سرایی
شاعر: معلم

 

 

****************************************************************

 

 

دانلود کنبد

زینب زینب زینب کنز حیا زینب کان وفا زینب
زینب زینب زینب درد آشینا زینب غرق بلا زینب
غم قهرمانی زهرا نیشانی
ای روح با ایمان جانیم سنه قوربان
زینب زینب زینب سرگشته دوران آواره طوفان
زینب زینب زینب حفظ عهد و پیمان شیر شه مردان
زینب زینب زینب محبوبه جانان قرآنینه قوربان
زینب زینب زینب کنز حیا زینب کان وفا زینب
زینب زینب زینب درد آشینا زینب غرق بلا زینب
غم قهرمانی زهرا نیشانی
ای روح با ایمان جانیم سنه قوربان
زینب زینب زینب شمشیر دو پهلو دان برنده بیان زینب
زینب زینب زینب قارداش باشونین اوستونده زولفی آراران زینب
زینب زینب زینب صحرای مصیبت ده غمنن قوجالان زینب
زینب زینب زینب قارداش باشونین قانی زولفینده حنا زینب
زینب زینب زینب پیمان حَقَ مظهر قرآنه او لان یاور
زینب زینب زینب حجب و ادبه مظهر شأن و شرف منبر
زینب زینب زینب دائم گوزی قان یاشلی باشینده قارا معجر
زینب زینب زینب زهراسی اولن گوندن آماج بلا زینب
زینب زینب زینب تعبیر رسا زینب تسبیح خدا زینب
زینب زینب زینب محراب عبادت ده تفسیر دعا زینب
زینب زینب زینب پروندۀ خونین شاه شهدا زینب
زینب زینب زینب محکم سوزی اوستونده مردانه دوران زینب
زینب زینب زینب کاخ ستم و ظلمی قل باغلی یخان زینب
زینب زینب زینب چوخ قمچی دگن باشی محمل ده یاران زینب
زینب زینب زینب یولّاردا پرستاری حبُ الاُسرا زینب
زینب زینب زینب سر قافله نهضت اوز نهضتنه قیمت
زینب زینب زینب اولّ ده گورن عزت آخرده چکن ذلت
زینب زینب زینب آغلار گزی غربتده قارداشلارونا حسرت
زینب زینب زینب جان سینه ده سوئلرده وای بخته قرا زینب
زینب زینب زینب هم نایب زهرایه هم دیننه پیرایه
زینب زینب زینب آقزوندا شیرین سوزلر غمنن دولانان وایه
زینب زینب زینب ایستکلی رقیه یینن قبری اولان همسایه
زینب زینب زینب هیچ گور میین عمرینده بیر لحظه صفا
زینب زینب زینب زینب جان نقدنه دین اوسته ارزان ورن زینب
زینب زینب زینب غربت ده اولن یالقوز محتاج کفن زینب
زینب زینب زینب کنز حیا زینب کان وفا زینب
زینب زینب زینب درد آشینا زینب غرق بلا زینب
غم قهرمانی زهرا نیشانی ای روح با ایمان جانیم سنه قوربان

 

 

********************************************************

علم افتاده و نیست علمدار حسین

 

نهاد پا در فرات، خواست لبی تر کند               برای اهل حرم، آب میسر کند

داغ عطش بر لبش هر طرفش دشمنی             باز در این مهلکه یاد برادر کند

تشنه لب داده جان بر لب دریای آب                خجل از روی او گشته دل آفتاب

دست عباس چون جدا شد                            محشری در خیمه ها شد

علم افتاده و نیست علمدار حسین، یا حسین     علم افتاده و نیست دگر یار حسین، یا حسین

        یک طرف دست    یک طرف مشک    دل پر از خون    دیده پر اشک

 چو آمد از علقمه نوای ادرک اخا                  بگفت ای برادر زپا فتادم بیا

رسید چون این نوا به گوش اهل حرم             ز آب بگذشته و به لب همه این نوا

علم افتاده و نیست علمدار حسین، یا حسین     علم افتاده و نیست دگر یار حسین، یا حسین

        یک طرف دست    یک طرف مشک    دل پر از خون    دیده پر اشک

ساقی لب تشنگان گرچه زتن داده دست           پرده ظلمت درید بند ستم را گسست

داده سرو داده جان در ره آزادگی                   بر دل حق باوران داغ غم او نشست

سرخی خون او پشت ستم بشکند                   عاقبت خانه ظلم زبن بر کند

کربلا شد شور محشر                                 مرگ و نفرین بر ستمگر

لينك دانلود

 

**********************************************************

 

 نوحه محرم به همراه دانلود سبک

 


منبع : پایگاه اطلاع رسانی مدایح

ریزد از چشمم ستاره، در جگر دارم شراره
می چکد خون شهیدان از هلال خون دوباره
شد محرم ماه ماتم
واحسینا، واحسینا

خون هفتاد و دو عاشق، می دمد از دشت و صحرا
می شود یک روزه پرپر، لاله های باغ زهرا
از دم تیر زیر شمشیر
واحسینا، واحسینا

 


ماه قتل سیدالناس، ماه اکبر، ماه عباس
دست سقا افتد از تن، برزمین چون شاخه ی یاس
چهره گلگون دیده پر خون
واحسینا، واحسینا

ماه سربازیّ اصغر، ماه لبخند شهادت
بر فراز دست بابا می کند اصغر عبادت
می خورد شیر از دم تیر
واحسینا، واحسینا

ماه قتلِ ماه لیلا، ماه جان بازی اکبر
با تن پاشیده از هم می شود در خون شناور
اِرباً اِربا مثل بابا
واحسینا، واحسینا

ماه جنگ حق و باطل، ماه سرهای بریده
می شود از دیده جاری اشک زهرای شهیده
ماه انصار ماه ایثار
واحسینا، واحسینا

ماه عاشورا رسیده، خون بود جاری زدیده
زینب مظلومه گیرد بوسه از حلق بریده
سینه سوزان دیده گریان
واحسینا، واحسینا

دانلود سبك مداحي

 

Skip Navigation LinksSkip Navigation Links
كداميك از آثار ماندگار زير را جزء اركان اصلي آواز مذهبي مي دانيد



 
Skip Navigation Links